حضرت امام خمینی (ره):
شهید نظر میکند به وجه الله
مقام معظم رهبری (مد) :
شهدا مثل آیه های قرآن مقدسند

سردار رشید اسلام
جانباز شیمیائی شهید
حاج سیداحمد موسوی کربلائی
هنوز صدای سرفه هایش که اکثر اوقات مجالش نمیدادند جملاتش را به پایان برساند به گوشم میرسد. . .
هنوز خس خس سینه و خِر خِر حنجره اش که از دور هم به گوش میرسید دلم را می سوزاند. . .
هنوز حرف زدنهای بریده بریده اش دل هر آزاده ای را می فشرد . . .
هنوز قرمزی چشمان مصدومش ما را به یاد روزهای دفاع مقدس می اندازد. . .
هنوز دست و پا زدنهای مادر مرحومش برای فهمیدن خواسته فرزند مصدومش که در ماههای اول مصدومیت نمیتوانست صحبت کند در ذهنم نقش بسته است. . .
هنوز تقلای مادر مرحومش در پرستاری از او و دیگر برادرش که در کربلای4 بشدت مجروح شده بود و هردو در یک اتاق نمور در کنار هم دراز کشیده بودند دل آدم را می فشرد. . .
مگر یک مادر چقدر تحمل دارد که دو عزیزش را در کنار هم در بستر ببیند و دلش در گروی دوتای دیگر باشد که در جبهه در حال نبرد با بعثیون ددمنش بودند. . .
هنوز نگاه زن و فرزندانش هنگامی که در کنار او نشسته و معصومانه و امیدوارانه به او دوخته شده دلم را میلرزاتد. . .
هنوز صبر و استقامت در پرستاری از این جانباز 70% از سوی وفادار و از خودگذشته اش مرا متحیر ساخته است. . .
هنوز حسرت حتی یک شکوه و گلایه از این همه زجر ناشی از مصدومیت به دل بدخواهان اسلام و انقلاب مانده است. . .
************
زندگی نامه:
سید احمد موسوی کربلائی در سال 1344 در خانواده ای مذهبی در شهرستان آبادان چشم به جهان گشود.
او فرزند چهارم و برادر دوم خانواده سیدداود بود.
تحصیلات ابتدائی و راهنمائی را در همان شهر به پایان رساند.
سال اول دبیرستان او مصادف با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بود.
از همان ابتدای انقلاب فعالیتهای سیاسی و فرهنگی اش را علی رغم سن و سال کمش شروع کرد.
با شروع جنگ تحمیلی بار سرپرستی خانواده را در غیاب پدر و برادر برزگتر، را در مهاجرت بر دوش داشت و از سال 1361 بعنوان بسیجی به جبهه های حق علیه باطل شتافت و در عملیاتهای خیبر، بدر، والفجر8 و کربلای4 در تیپ قمر بنی هاشم(ع) و عمدتا در قسمت اطلاعات و عملیات شرکت داشت.
اما بمباران ناجوانمردانه صدامیان ددمنش در کربلای5 ادامه رزمش را متوقف ساخت و او را در حالی که نظاره گر شهادت تعدادی از همرزمانش در اثر انواع گازهای شیمیائی بود، راهی بیمارستان نمود.
خانواده که مجروحی از کربلای4 در خانه و زخمی دیگر ناشی از فوت پدر خانواده در دل داشت ، پذیرای فرزندی شدند که تمام پوست بدنش پر از تاول بود وچشمانش به کمترین نور حساس. این در شرایطی بود که حتی قادر به تکلم نبود.
پس از این آسیب شدید جسمی، دیگر قادر به حضور رزمی در جبهه نبود لذا کارهای فرهنگی نظامی خود را در قالب فرماندهی پایگاه مقاومت ادامه داد.
صدمات شیمیائی اش روز به روز و ماه به ماه تشدید میشد و تنگی نای و آسیب بافت ششهایش نمایان تر میگشت. لذا بنا به تشخیص متخصصان چند بار به کشورهائی که در اصل این بلا را خود آنها بر سر او آورده بودند(آلمان غربی) اعزام شد و تحت مداوا قرار گرفت. اما شدت جراحات ناشی از ناجوانمردی غربیان در ارسال گازهای مختلف شیمیائی و ددمنشی صدامیان آسیبی جبران ناپذیر بلکه پیشرونده را بر تن رشید وی وارد کرده بود و روز بروز وی را نحیفتر و رنجورتر می نمود.
ایشان در سال 1367 خدمت خود را در جهاد سازندگی آغاز و در سال 1369 لباس مقدس پاسداری را به تن نمود تا جانبازی خود را در راه اسلام، انقلاب و امام تکمیل نماید..
او که سربازی فداکار برای ولایت بود در یکی از حساسترین یگانهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی(حفاظت-اطلاعات) خدمت کرد و خدمات ارزنده ای از خود بجای گذاشت.
در سال 1377 ازدواج کرد که حاصل این ازدواج دو پسر به نامهای سیدمحمدحسین و سید مهدی میباشد. صبر و تحمل و ایثار این همراه مومن و از خودگذشته در تخفیف رنج و آلام این جانباز گرانقدر بر کسی پوشیده نیست.
از خصوصیات بارز این شهید بزرگوار صبر و استفامت او بود که به شهادت تمامی نزدیکانش هیچگاه لب به شکوه و گلایه نگشوده و بدخواهان را حسرت به دل گذاشت.
سر انجام در پایان ماه پر خیر و برکت رجب و در شروع شعبان المعظم در اول تیرماه 1391 پس از 26 سال تحمل رنج و درد به آرزوی دیرینه اش که همان پیوستن به همرزمان شهیدش بود، رسید و همه را داغدار نمود.
یادش گرامی باد و راهش پر رهرو
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خانواده شهید |
جهادگر سایبری سروقامتان...
ما را در سایت جهادگر سایبری سروقامتان دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: محمد مهدی تیموری
بازدید: 152
تاريخ: يکشنبه
28 آبان
1391 ساعت: 1:50