به نام خالق زیبایی ها
((هیـــــــــلو بــنــدری))
سلام به تمام هموطنان و فارسی زبانان دنیا و همراهان و دوستداران فرهنگ ایرانیان بویژه سرزمین دشتی بزرگ در وبلاگ کوچک هکــــــــــــــــــال
اینبار می خواهم شما را با یکی دیگر از آداب و رسوم مردم عزیز روستایم میانخره که هنوز هم این رسم پا بر جا است آشنا نمایم.
البته این آیین ممکن است در جاهای دیگر از سرزمینم دشتی و حتی وطنم ایران برگزار شود،ولی بنده ی حقیر می خواهم آنچه که در روستایم برگزار می شود را انعکاس دهم که پس از سالها این رسم پابرجا است.
هفته ی پیش یک عکس در وبلاگم گذاشتم که خواستم بدونم جوانان امروزی در مورد این عکس چه می گویند که بعضی درست حدس زده بودند و بعضی هم در مورد این عکس هیچ اطلاعی نداشتند.

این عکس،عکس وسیله ای است که ما به آن ((هیلو بندری)) می گوییم که با این وسیله در روستای میانخره مراسمی را این چنین برگزار می کنند:
وقتی کسی از روستای ما به حج خانه ی خدا مشرف می شود در کنار خانه ی حاجی این وسیله را می سازند که همان ((هیلو بندری)) که هیلو به فارسی همان ((تاب)) است که ما در گویش شیرین دشتیاتی آن را هیلو می نامیم.
هیلو بندری این چنین ساخته می شود که اول یک تنه درخت خرما یا به گویش دشتی((تُنگ نخل)) را به صورت عمودی به زمین می کوبند و بعد یک چوب دایره ای شکل که ما به آن ((چَندَل)) می گوییم یا تنه ی نخل باریک تری به صورت افقی بر روی تنه ی عمودی قرار می دهند بطوری که تنه ی افقی به راحتی بر روی تنه ی عمودی بچرخد البته برای چرخش این دو روی هم به وسیله ی میله ای به هم متصل می کنند سپس دو سر تنه ی افقی را به صورت تاب مانند تناب آویزان می کنند.برای نشیمنگاه آن از چیزی به نام ((پَرونگ)) که همان وسیله ی بالا رفتن از درخت خرما است می سازند.
یک مراسمی با این هیلو بندری انجام می دهند که بعد از رفتن حاجی به مکه تا برگشتنش انجام می دهند که این مراسم اینچنین برگزار می شود:
هر شب مردم روستا در کنار هیلو که نزدیک درب منزل حاجی می باشد جمع می شوند که صاحب این مراسم هم خانواده ی حاجی می باشند که همه ی مسئولیت پذیرایی و دیگر چیزهای مراسم را محیا می کنند.مردها به چاووش گویی مشغول اند و خانم ها هم هنگام چرخیدن هیلو به شعر خوانی که مخصوص این مراسم می باشد مشغول می شوند. که گوشه ای از این اشعار این است:
تک خوان این اشعار را می خواند:
کاشکا مو جی حاجی بیم
(ای کاش من جای حاجی الان در مکه بودم)
بقیه در جواب می گویند:
شکر شکر (که به معنای «به شادی بودن/به شادی آنجا بودن» معنا میدهد)
زیبایی و قابل توجه بودن این شعر این است که خواننده یا همان تک خوان چه آرزو هایی می کند که در مکه باشد که اینگونه می گوید:
کاشکا مو شُش تو سر حاجی بیم
(ای کاش من شپشی در سر حاجی بودم ولی الان در مک بودم)
برای اینکه هیلو در هنگام چرخیدن صدا هم بدهد در بالای هیلو که دو تنه ی افقی و عمودی به هم وصل شده اند را با مقداری زغال پر می کنند تا بقول ما «جیریک جیریک» کند.
این بود گوشه ای از این آیین که ممکن است من تمام و کمال آن را نتوانسته باشم توصیف کنم که امیدوارم شما به بزرگواری خودتان مرا عفو نمایید.
جهادگر سایبری سروقامتان...
ما را در سایت جهادگر سایبری سروقامتان دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: محمد مهدی تیموری
بازدید: 143
تاريخ: جمعه
26 آبان
1391 ساعت: 15:34