ساعت صفر عاشقي

خرید بک لینک

به بارگاه نگاهت بهار ميِبينم

بهار را بدرت جان نثار ميبينم

به بال عشق تو بتوان بر اوجها پر زد

فـلـک بـه نـام تـو انـدر مـدار ميبينم

نواي ناي دل کعبه جز ولاي تو نيست

طـواف کـوي تو را افـتـخار ميبـيـنـم

جـمـال کعبه ز خـال تو آبرومند است

وگرنه سنگ و گل بيعيار ميبينم

چو سعي بي تو يکي پسته ايست دور از مغز

نـمـاز بـي تـو بـسي شـرمـســار ميبـيـنـم

محمد و علي و فاطمه، حسن و حسين

ز چـهـر پـاک تـو مـهـدي، نـگار ميبينم

مقام و حجر و حجرناودان و زمزم مهر

چو مستجار درت، خاکسار ميبينم

به عشق روي تو بوسند حاجيان عرفات

تـو را فــروغ سـمـاوات يـار ميبـيـنـم

بهدور شمع گرانت وقوف و بيتوته است

به سوي خصم تو رمي جـمار ميبينم

رخ تو چشمه خورشيد و ديده ام خفاش

ز گرد و خاک معاصي است تار ميبينم

تـو آفتاب گـران سـنـگ عـرصـه امـيـد

جهـان بهراه تو چشم انتظار ميبينم

رخ کريم تو از کعبه مي دمد فرداي

ازيـن سـراي گـل روزگار ميبـينم

بتاب شمس پس ابر غيب، اي موعود

زمـانه در کـف قـوم شـرار ميبـينــم

استادشهريار

جهادگر سایبری سروقامتان...

ما را در سایت جهادگر سایبری سروقامتان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: محمد مهدی تیموری بازدید: 218 تاريخ: جمعه 26 آبان 1391 ساعت: 15:15

صفحه بندی