مادر گرامی امام زمان

خرید بک لینک

يشوعا پسر قيصر و پادشاه روم دختری داشت به نام نرجس و قيصر که جد دختر بود در نظر داشت نرجس را به عقد برادرزاده اش درآود.

برای ازدواج آنان جشن مفصلی، برگزار کرد و عده ای زيادی از بزرگان و رهبانان مسيحی جهت شرکت در اين جشن بزرگ شرکت کرده بودند.
مجلس آماده ی اجرای خطبه ی عقد بود که ناگهان صليبها فرو ريخت و برادرزاده ی قيصر از تخت خود به زمين افتاد راهبان و کشيشان قيصر را از اين اين ازدواج منع کردند و به دين ترتيب بساط عروسی برچيده شد.


در همان شب نرجس خاتون در خواب ديد که حضرت مسيح (ع) و شمعون و گروهی از ياران عيسیهمراه حضرت محمد (ص) و جانشين وی و گروهی از پيامبران قدم به کاخ قيصر نهادند و پيامبر اسلام (ص) بر منبر نشست و به حضرت مسيح فرمود:
«يا روح الله من به خواستگاری دختر وصی شما شمعون برای فرزندم آمده ام و بعد اشاره به فرزندش امام حسن عسگری (ع) کرد.»
مسيح رو به شمعون کرد و فرمود: سعادتی بزرگ به تو روی آورده است قبول کن. خويشاوندی با آل پيامبر اسلام.
شمعون نيز قبول کرد.


پيامبر اسلام (ص) نرجس را به عقد امام حسن عسگری (ع) درآورد و حاضران گواه شدند در اين هنگام نرجس از خواب بيدار شد ولی از آن محفل زيبائی که در خواب ديده بود اثری نيافت اما ديدن اين خواب نشاط فراوانی در جسم و روح او بوجود آورد.

درست چهارده شب بعد خواب ديگری ديد اين بار ملکه ی اسلام حضرت فاطمه زهرا (ع) را در حالی که حضرت مريم (ع) و عده ای زنهای والا مقام او را همراهی مي کردند زيارت نمود. حضرت مردم به نرجس فرمود:...

به ادامه مطلب مراجعه کنيد!


جهادگر سایبری سروقامتان...

ما را در سایت جهادگر سایبری سروقامتان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: محمد مهدی تیموری بازدید: 166 تاريخ: جمعه 26 آبان 1391 ساعت: 15:15

صفحه بندی