
خداوندا این تو هستی كه قلبم را مالامال از عشق به راهت.اسلامت.نظامت.و ولایتت قرار دادی.
خدایا
تو خود میدانی كه هم واره آماده بوده ام آنچه را كه تو خود به من دادی در راه عشقی كه به راهت دارم نثار كنم.
اگر این نبود آن هم خواست تو بود.
پروردگارا
رفتن در دست تو است من نمیدانم چه موقع خواهم رفت ولی میدانم كه از تو باید بخواهم مرا در ركاب امام زمانم قرار دهی وآن قذربا دشمنان قسم خورده ات بجنگم تا به فیض شهادت برسم.
قسمتی از وصیت نامه شهید سید مرتضی آوینی

زندگی زیباست، اما شهادت از آن زیباتر است؛ سلامت تن زیباست، اما پرندهی عشق، تن را قفسی میبیند که در باغ نهاده باشند.
و مگر نه آنکه گردنها را باریک آفریدهاند، تا در مقتل کربلای عشق، آسانتر بریده شوند.
و مگر نه آنکه از پسر آدم، عهدی ازلی ستاندهاند که حسین را از سر خویش، بیشتر دوست داشته باشد.
و مگر نه آنکه خانه تن، راه فرسودگی میپیماید تا خانه روح، آباد شود.
و مگر این عاشق بیقرار را بر این سفینه سرگردان آسمانی، که کرهی زمین باشد، برای ماندن در اصطبل خواب و خور آفریدهاند.
برچسب:
نویسنده: محمد مهدی تیموری