ای مسلمان که ز اقلیم خدا آمده ای!
عطر اسلام تو کو؟
گر نشانی ز محمّد داری ..
سخن نرم تو و لحن دل آرام تو کو؟
چین بر ابرو مفِکن!
که بدین روی ، به زشتی بکشی ایمان را ..
در دهانت ، حنظل* ؛ در نگاهت ، تلخی
خشم تو ، بی هنگام ؛ سخنت ، ناهنجار
معنی تلخ سلامت ، دشنام
اگر از کشور عشق آمده ای ..
بوی معشوق کجا؟ گرمی پیغام تو کو؟
هیچ دانی که مسلمانی چیست؟
در نگاهت ، پیوند ؛ سخنانت ، دلبند
بر زبان ، نغمه ی مهر ؛ بر لبانت ، لبخند
دست تو ، دستِ وداد ؛ خوی تو بی آزار
حرف تو ، بی ترفند
توشه از خوی محمّد برگیر!
موی را شانه بزن!
شوخ* از چهره بشوی!
سخنت را به محبّت آمیز!
درس لبخند بیاموز به لب های عبوس!
با مسلمان مستیز! ؛ بیم در جان برادر مفکن!
به هدایت بنشین! ؛ به حمایت برخیز!
گر که از کعبه ی دل آمده ای ..
نیّت پاک تو و حالت احرام تو کو؟
چین بر ابرو مفِکن!
مهربانیت چه شد ، نعمت اکرام تو کو؟
ای مسلمان که ز اقلیم خدا آمده ای!
عطر اسلام تو کو؟
گر نشانی ز محمّد داری ..
سخن نرم تو و خوی دلآرام تو کو؟
* حنظل: میوه ای بسیار تلخ
* شوخ: چرک و کثیفی
"شاعر: مهدی سهیلی"
جهادگر سایبری سروقامتان...
ما را در سایت جهادگر سایبری سروقامتان دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: محمد مهدی تیموری
بازدید: 133
تاريخ: جمعه
26 آبان
1391 ساعت: 15:04