تشرف آیت الله خامنه ای محضر مبارك حضرت مهدی عج

خرید بک لینک

دیدند این جمعیت بسوی آقا دارند حمله میكنند كه به عنوان تبرك به ایشان دست بزنند .آقا را بردند و دیگر نتوانستند جمعیت را اداره كنند .

وآن مطلب این بود :

من همه ساله مكه كه میرفتم قبل از رفتن به مكه به محضر آیت الله بهاءالدینی میرسیدم و توصیه میخواستم از ایشان.ایشان به من توصیه هایی میكرد و من این توصیه ها را در سفر مكه عمل میكردم . بعدهم كه داشتم میامدم ، یك عمامه ای یا چیزی را برای ایشان هدیه میخریدم .

این دفعه كه رفتم محضر ایشان این مطلب را فرمودند :

شما وقتی كه میروید مسجدالنبی از قسمت جنوب شرقی مسجد ، از آن قسمت هفت قدم میاید به جلو و قسمت بعدی را هم گفت كه من نمیتوانم دقیق به شما بگویم . به خاطر اینكه ایشان این را به ودیعت پیش من گذاشت . آن وقت از دو طرف به من دستور داد

وقتی كه قدم زدی آمدی جلو رسیدی به آنجا ،آنجا بنشین و این ذكر سبعه را بگو. این ذكر را كه گفتی انشاءالله به حوائجت خواهی رسید .

ذكر سبعه عجیب است ، علامه حسن زاده آملی بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب اذكار سبعه را دارد كه اینها را از آسید علی آقا قاضی گرفتند . ذكر سبعه واقعاً یك ذكریست كه معجزه میكند در نفس انسان عجیب معجزه میكند .

آقای صدیقی می گوید ، عرض كردم: آقای بهاءالدینی چه وجهی دارد كه من باید آنجا بنشینم و این اذكار سبعه را بگویم. چه وجهی دارد هفت قدم از آنجا قدم بزنم .

حالا همه دارند مثل شما گوش میدهند همه دارند دقت میكنند آقای صدیقی چه میخواهد بگوید .

گفت : وجهش این است كه دارم به شما میگویم فقط پیش شما بماند .

وقتی كه حضرت زهرا سلام الله علیها آمد برای دفاع از علی ابن ابیطالب علیه السلام بدنش خون آلود بود وقتی كه آمد ، كه داخل مسجد وارد نشد وقتی كه برگشت دیگر توان از او رفت دیگر به گونه ای شد كه میخواست ادامه راه را بدهد نتوانست ، آنجا نشست و فكر میكنم كه آن مكان به خون فاطمه سلام الله علیها رسیده است . آنجا حاجتتان را بخواهید .

فریاد گریه جمعیت بلند شد

بعد آقای بهاء الدینی میگوید : این كار را انجام بده .

ایشان میگوید

من رفتم اینكار را انجام دادم حالا تو نگو آقای بهاء الدینی خودش هم نظر دارد ، نیت دارد ، یا حاجتی دارد .چون خودش مشرف نمی شود .

حالا جالب این است كه حضار دارند به آقای صدیقی توجه می كنند ازاعیان شخصیتی مملكت ، و هم آقایانی كه شركت كننده بودند ، ایشان هم با ضرس قاطع دارد مطلب را می گوید.

گفت : من رفتم مدینه همین كار را انجام دادم ، بعد از این رفتم مكه دیدم از بلند گو صدا میزنند : آقای صدیقی دوباره بروند مدینه . من دوباره رفتم مدینه ، چند روزی مدینه ماندم ، وقتی برگشتم به ایران یك عمامه ای خریده بودم رفتم محضر حاج آقا ، رسیدم، تا سلام علیك كردم بدون اینكه حرفی بزنم ،

حاج آقا بهاء الدینی فرمودند:

میدانی ثمره ذكر امسال چه بود ؟

گفتم : نه

گفت : نمیدانی ثمره ذكر امسال چه بود ، نگرفتی؟

گفتم : نه

فرمود : امسال ثمره ذكر شما یكی این بود كه شما دو بار آمدید مدینه،

گفتم شما مطلعید من دو بار امسال آمدم مدینه .

گفت : بله آنجائی كه نشسته بودید ذكر می گفتید در آنجا با تو بودم.

این نوارش دربیت آقا هست،دم در كه می فروشند ، نوار سه سال قبل فاطمیه

بعد برگشت و گفت :

ثمره دوم اینجا بود :

كه تا گفت مجلس به هم پاشید اینقدرمردم به خودشان زدند وگریه كردند كه آقا تشریف بردند ؛ دیدند كه دیگر نمی شود جمعیت را اداره كرد .

فرمودند : ثمره دوم این بود كه آن نیتی كه من میخواستم ، به آن نیت رسیدم ، و آن این بود

كه امسال مقام معظم رهبری به دیدارامام زمان نائل آمد .

جهادگر سایبری سروقامتان...

ما را در سایت جهادگر سایبری سروقامتان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: محمد مهدی تیموری بازدید: 171 تاريخ: جمعه 26 آبان 1391 ساعت: 14:51

صفحه بندی